X
تبلیغات
"دختر شرقی"

"دختر شرقی"

می نویسمـ تـ ـا بمانـ ـ ـد....

 

" به نآمـِ  یــَــزدآنـِ  پـآکــــــــ


cخوش اومدی

cپروفایلم فعاله


cتبادل لینک نداریم


 cغلط املایی هم ارز با حذف نظر حتی شما دوست خیلی عزیز

[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

[ چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

یک روز می رسد...

یک ملافه سفید پایان می دهد...

به من...

به شیطنت هایم...

به بازیگوشی هایم...

به خنده های بلندم...

روزی که همه با دیدن عکسم

بغض می کنند و می گویند:

دیوانه دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده...


پ.ن:با خوندن این متن حس عجیبی بهم دست میده...

معلم ادبیاتمون برامون خوند...



[ جمعه شانزدهم اسفند 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

به سلامتی پسری ک وقتی پلیس گفت خانوم کی باشن؟سرشو بالا گرفت و گفت
.
.
.
عشقمه کجا باید بیام؟


پ.ن:لابد دیگه...!!داریم از اینا اصلا...؟!:\

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

یه لحظه از اتاقتون بیرون برین !

30 ثانیه به باباتون نگاه كنین ....

به چین و چروکایی که روزگار رو صورتش انداخته ،به دستای زحمت کشیده اش نگاه کنین.
... بعدش به این فكر كنین ؛

كه خیلیا حاضرن تمام زندگیشونو بدن ،

تا این 30 ثانیه رو هر وقت بخوان داشته باشن ... !!!

با تمام وجودم دوست دارم بابا جون...

پ.ن:روح همه ی پدرهایی هم که رفتن پیش خدا شاد...
پ.ن:سایه پدرهای زمینی هم همیشه رو سر بچه هاشون باشه انشالله...
پ.ن:لازم به ذکره که خواستم برم 30 ثانیه پدرمو نگاه کنم ولی مشکل این جاست که پدرم خونه نیست و سرکاره...:)

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

ﺧــٌــﺪﺍﯾــــــﺍ !!
ﺁﻏﻮﺷـَــﺕ ﺭﺍ ﺍِﻣﺸﺐ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪَﻫـــــﯽ ؟
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ !
ﭼﯿــــﺰﯼ ﻧـَــﺪﺍﺭﻡ ..
ﺍﻣـــﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻨﻔﺘﻦ ِ ﺣﺮﻓﻬـــــﺎﯼ ﺗﻮ ؛
ﮔﻮﺵ ﺑﺴﯿــــــﺎﺭ . . .
ﻣﯽ ﺷـَــﻮﺩ ﻣﻦ ﺑﻐـــﺾ ﻛﻨــَــﻡ ؟
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﻧﺒﺎﺷــَــﺪ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﮕــــﻮﻧــﻩ ﺑﻐﺾ ﻛﻨــــﯽ . . . ؟
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣـَــﻥ ﺑﮕﻮﯾـــَــﻡ " ﺧـﺪﺍﯾـــــﺎ "
ﺗﻮ ﺑﮕـــﻮﯾﯽ :
ﺟﺎﻥ ِ ﺩﻟـــﻡ . . . !
ﻣﯽ ﺷـــﻮﺩ ﺑﯿـــﺎﯾﯽ ؟
ﺗﻤﻨــــﺎ ﻣﯿﻜﻨـــَـﻢ ... 

[ پنجشنبه پنجم دی 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

سلام...

 

چند وقتی نبودم...یعنی بودم ولی با وبم کاری نداشتم...

 

از اونایی که بهم سر می زدن و نبودم عذر می خوام...

 

حرفی که می خوام بزنم مرتبط با عنوانمه...از فردا مدرسه ام

شروع میشه

 

و امسالم که پیش دانشگاهیم...دوست ندارم کاری کنم که پشیمون

شم پس

 

یه وقفه ی یک ساله بین من و این وب و شماها میفته...

 

دوستون دارم...دلم برای شما و اینجا تنگ میشه...

 

التماس دعا....

 

مراقب خودتون باشید و ایام به کام......

پ.ن:قسمت نظرات پست ها بسته اس...به جز همین پست...

پ.ن:ناناز خانم جون براتون می فرستم...

 

[ جمعه سی و یکم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

سلام...سلام...

زیاد نمی تونم توضیح بدم ولی این صندلی داغ رو برای امیر

گذاشتممممممم...

خوش بگذره...

پ.ن:نظرا بدون تایید نشون داده میشه...

[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]


مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین، گفت و 

گوی

جالبی بین او و مرد آرایشگر درگرفت. آنها در مورد مطالب مختلفی

صحبت کردند

وقتی به موضوع خدا رسید، آرایشگرگفت :من باور نمی کنم که خدا

وجود دارد.


مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود

ندارد؟

شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟

بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و

رنجی وجود داشت؟

نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و

 

رنج وجود داشته باشد.


مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و

بحث کند. آرایشگر

کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از

مغازه بیرون آمد

مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح

نکرده

ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر

گفت:میدونی چیه!

به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من

آرایشگرم.

همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود

داشتند

هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش

اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر گفت: نه! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم

به ما مراجعه نمیکنند.

مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد.

فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند.

برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد ...

 

پ.ن:

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

اوووووووووووووووووووف...!چند وقته مطلب طنز نذاشتم...؟!

 

خیلیییییییییییی وقته...!از من بعیده...!نچ نچ...!اینیم

 

که گذاشتم کوتاهه...:)

 

راستی سلام...!!

 

پ.ن:چرا کسی نگفت کد موسم به قالبم نمیاد...!؟

 

 

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه بیستم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

      "  ارد بزرگ "

 

                             وبلاگ جملات حکیمانه 

 

 هیچ گاه امید کسی رو ناامید نکن شاید امید تنها سرمایه او باشد


برچسب‌ها: سخنان بزرگان

[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد،



نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاك



اندامم چه خواهد ساخت ،


ولی بسیار مشتاقم ،


که از خاک گلویم سوتکی سازد


گلویم سوتکی باشد،


به دست کودکی گستاخ و بازیگوش


و او یکریز و پی در پی


دم خویش را برگلویم سخت بفشارد


و خواب خفتگان خفته را آشفته ترسازد ،


بدین سان بشکند در من ،


سکوت مرگبارم را...

پ.ن:دکتر علی شریعتی(؟)

پ.ن:با تشکر از مهرناز

[ چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

سلام...روز بخیر...

عکس شخصیت ها رو خواستم بذارم ولی امکان درجش در بلاگفا وجود نداشت...آدرس اصلی که این رمان رو میذاره داخل لینکا هست...به اسم رمان های ناب...می تونید اونجا عکس ها رو تو قسمت رمان لحظه های دلواپسی مشاهده کنید... 

--------------------------------------------------------------------

خب...خب...به سلامتی امروز امکان درج هیچی تو بلاگفا وجود نداره و لینک وبلاگ رو هم ثبت نمی کنه...

آخرین راه اینه که تو گوگل سرچ کنید رمان لحظه های دلواپسی...یا رمان های ناب...

 

[ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

به سلامتی و دلخوشی تموم شد...!قشنگ بود بگید بخونما...یادتون نره...!دیگه این که عکس شخصیتها رو هم که گذاشتن رو براتون میذارم...!

دیگه...!؟یه عکس دیگه هم داره اونم میذارم...

دیگه...!؟همین دیگه...!

...روز خوش...


ادامه مطلب

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

من نمی دونم بچه های نسل جدید چرا این قدر یخن....!!

کلا که زیاد از بچه خوشم نمیاد...ولی اون روز یه

دختر بچه رو دیدم ناز بود.......

بهش لبخند زدم بی فرهنگ

روشو کرد اون طرف...یخ...بی احساس...!!

همینه که از بچه های کوچولو خوشم نمیاد دیگه...!!

پ.ن:یه پست مونده به آخر...!


ادامه مطلب

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

۲ تا پست مونده تا قسمت آخر......


ادامه مطلب

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

در دسترس بودنت دیگر برایم ارزشی ندارد...

اکنون نه مشترک هستی...

نه مورد نظر...


ادامه مطلب

[ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 ] [ ] [ ثَـ ــ ـنـ ــآ ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،